تبليغاتX
ویژه نامه فرزاد کمانگر

نبايد يک لحظه براى آزادى فرزاد کمانگر وقفه اى ايجاد شود

توفيق پيرخضري


در مورد فرزاد کمانگر گفته ها و نوشته ها زيادند اما آنچه فرزاد را مورد خشم جانيان حاکميت اسلامي قرار داده است هما نا انسان دوستي وقامت استوار فرزاد در مقا بل ظلم و ستم است ۰

 فرزاد معلم دلسوز شاگردانش ـ فرزاد بنا به همان ديدگاه هاي انسا ني وانقلابيش در ميا ن مردمي که با آنها امد و رفت داشته مورد لطف و محبت قرار گرفته فرزاد مجرم نيست فرزاد گرفتار دست مجرمان است فرزاد رابايد ازدست مجرمان رها کرد ۰خطر جدي جان فرزاد را تهديد مي کند نبايد لحطه اي غفلت به خرج داد ۰ تا به امروز انسانهاي شريف زيادي جريانات سياسي زيادي با احساس مسوليت نسبت به  سرنوشت فرزاد بي وقفه در تلاش بوده اند  و از طريق سايتهاي مترقي و ديگر رسانه هاي جمعي اين تلاشها منعکس شده است ۰

مردم  شهرهاي کامياران و سنندج !  نبايد منتظر باشيم  اين رژيم جاني  مي خواهد جنازه فرزاد را تحويل ما بدهد نبايد به اين جانيان اين اجازه را داد ۰

توفيق پيرخضري : يکشنبه ۲ فروردين ۱۳۸۸2009-3-22  

نوشته شده توسط شمس الدین صلواتی   | لینک ثابت |

در دفاع از حق زندگی برای فرزاد کمانگر

تشکیلات هامبورگ حزب حکمتیست

December 10, 2008  10:08 PM

 


 فرزاد كمانگر، معلم ٣٣ ساله، در خطر اعدام قرار دارد
 با وجود اينكه طبق اخبار موجود حكم اعدام ايشان در تاريخ ٢٦ نوامبر به اجرا در نيامد، اما ايشان كماكان  در انتطارى دهشتناك براى اجراى حكم اعدام هستند. یک بار دیگر به  حکم اعدام  فرزاد کمانگر اعتراض می‌کنیم و خواهان لغو این مجازات قرن وسطای هستیم  ما یک بار دیگر قصد داریم که جنایات جمهوری اسلامی را افشا کنیم  با ما هم صدا شوید. تشکیلات هامبورگ حزب کمونیست کارگر- حکمتیست پیکت اعتراضی و میز کتابی‌ را برای اگاهی افکار عمومی  در مورد اعدامها در ایران و بخصوص اعدام معلم زندانی فرزاد کمانگر، سازمان داده است که از همه شما ازادیخواهان  مقیم هامبورگ  دعوت می کنیم که در این حرکت اعتراضی در کنار ما باشید
 زمان: روز جمعه ۱۲،۱۲،۲۰۰۸ از ساعت ۱۴ تا ۱۶
مکان: ایستگاه مرکزی  راه آهن شهر هامبورگ

تشکیلات هامبورگ حزب حکمتیست

 

نوشته شده توسط شمس الدین صلواتی   | لینک ثابت |

حمایت معلمان زبان کردی در سوئد از فرزاد کمانگر

03.03.87

فعالان حقوق بشر در ایران

رژیم جمهوری اسلامی ایران همچنان به زندانی کردن روشنفکران کرد از کردستان ادامه داده و تعدادی از نویسندگان و روز نامه نویسان و معلمان کرد را راهی زندانها نموده و اقدام به شکنجه انان کرده یکی از این معلمان فرزاد کمانگر است که چند مدت پیش حکم اعدام برایش صادر گشته است .

ما معلمین زبان کردی ( زبان مادری) در سوئد که نامهایمان در ذیل آمده است این عمل غیرانسانی را محکوم کرده و از همه فعالان و موسسات حقوق بشر می خواهیم به رژیم فشار آورده تا تمام زندانیان سیاسی دربند را آزاد نماید ما  خواهان آزادی بی قید و شرط  فرزاد کمانگر بوده تا او آزادانه به شغل خود ادامه دهد.

امضا کنندگان :

1-     کاوه امین

2-     ابتصام شاکر

3-     حبیب رمضانزاده

4-     چیمن کوئه

5-     نارمین ملاعلی

6-     سارا صادق حقاند

7-     میران امین

8-     محمد کمالی

9-     سرکوه امین

10- شوکت عمیدی

11- گل نیشان عمیدی

12- زکریا عمر

13- ابراهیم کاکامحمد

14- آسو گرمیانی

15- پروین نوری

16- ساکر کدر

17- مهاباد رشید

18- سروه جلیل

19- تابان فتاح

20- امیر علی امین

21- هیمن شریف

22- نمام وسو

23- آواز دالانی

24- استاد جهان

25- شلیر نجم

26- سروه صفالدین

27- شیلان عثمان

28- نیان بابان

29- سازان حسین

30- ژیان جف

31- خرامان یوسف

32- بارز محمد

33- استاد محمود

34- فائزه نیکدین

نوشته شده توسط شمس الدین صلواتی   | لینک ثابت |

سه شنبه بیستم اسفند 1387 1:12

امروز شنبه ۲۹  تیر تجمع بزرگی جلو دادگستری شهر سنندج در اعتراض به حکم اعدام فرزاد کمانگر و برای آزادی وی برگزار شد. بنا به گزارش دریافتی به کمیته کردستان حزب علیرغم بسیج پلیس و نیروهای ویژه سرکوبگر بیش از ۸۰۰ نفر جلو دادگستری و اطراف آن تجمع کردند و خواهان لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر و کلیه محکومین به اعدام شدند. چند نفر از معلمان و همکاران فرزاد و همینطور مهرداد برادر فرزاد سخنرانی کردند. نیروهای سرکوبگر رژیم محل تجمع را محاصره کرده بودند و برای جلوگیری از پیوستن بیشتر مردم، خیابانهای منتهی به دادگستری را بسته بودند. در این تجمع اعلام شد که درصورت آزاد نشدن فرزاد کمانگر تجمعات و تظاهراتهای دیگری برگزار خواهد شد. در این تجمع علاوه بر تعدادی از مردم سنندج، عده ای از مردم آزادیخواه از شهرهای کامیاران، مریوان، مهاباد و چند شهر دیگر شرکت داشتند و پلاکاردهائی با خواست آزادی فوری فرزاد کمانگر، “زندانی سیاسی آزاد باید گردد”،” همه محکومین به اعدام باید آزاد شوند”، و “نه به اعدام” در دست آنها بود.

فرزاد کمانگر یک معلم مبارز و انساندوست است که نزد مردم  شریف و آزادیخواه کامیاران و دیگر شهرهای کردستان محبوب است و یک حرکت وسیع برای لغو حکم اعدام او و آزادی فوریش براه افتاده است. امروز خواست لغو مجازات اعدام، یک خواست وسیع و گسترده در ایران است و جنبش وسیعی علیه آن و حکومت اعدام به جریان افتاده است. به نیروی این جنبش میتوان و باید جمهوری اسلامی را وادار به لغو حکم اعدام فرزاد و آزادی وی کرد. به نیروی این جنبش باید دست جمهوری اسلامی را از اعدام کوتاه کرد.

قابل ذکر است که اطلاعیه ای از طرف تجمع امروز شهر سنندج منتشر شده که در کنار خواست انسانی مردم علیه اعدام و برای آزادی فرزاد کمانگر، مشحون از شعارها و ادبیات عقب مانده ناسیونالیستی است که میخواهد به این مبارزه رنگ قومی بزند و از مبارزه سراسری مردم ایران که یک مبارزه آزادیخواهانه فارغ از مذهب و قومیت است، منفک کند. مبارزه برای آزادی فرزاد کمانگر و علیه مجازات اعدام بطور کلی بخشی از مبارزه کل مردم ایران است و رنگ و بوی قومی ندارد. ناسیونالیسم و قوم پرستی تلاشی برای مخدوش کردن چهره آزیخواهانه مبارزه مردم ایران و ایجاد شکاف و تفرقه در این مبارزه است و باید با قاطعیت با آن مقابله شود.

کمیته کردستان حزب به همه مردم آزادیخواهی که برای لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر و آزادی وی تلاش میکنند درود میفرستد و کارگران و مردم زحمتکش در کردستان و سراسر ایران را برای ادامه این مبارزه تا آزادی فرزاد کمانگر و کلیه زندانیان سیاسی و لغو حکم کلیه محکومین به اعدام فرا میخواند.

کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران

۲۹ تیر ۱۳۸۷ – ۱۹ ژوئیه ۲۰۰۸
نوشته شده توسط شمس الدین صلواتی   | لینک ثابت |

برگرفته از رادیو زمانه سه شنبه بیستم اسفند 1387 1:9
تاریخ انتشار: ۱۴ خرداد ۱۳۸۷ • چاپ کنید    

طومار مردمی در حمایت از فرزاد کمانگر

دوهزار تن از مردم شهرهای بندرعباس، شیراز، اهواز، سنندج و کامیاران با امضای طوماری با محکوم کردن حکم اعدام فرزاد کمانگر خواستار آزادی این فعال کرد از زندان شدند.

آقای کمانگر به عضویت در یک گروه مسلح؛ حزب کارگران ترکیه (پ‌ک‌ک) و حمل مواد منفجره متهم و از سوی شعبه ۳۰ دادگاه انقلاب در ششم اسفند ماه ۱۳۸۶ به اعدام محکوم شده‌است.

وی همچنین به همراه دو نفر دیگر به خاطر در اختیار داشتن و حمل مواد منفجره به ده سال حبس نیز محکوم شده است.

سخنگوی قوه قضاییه ایران هفته گذشته صدور حکم اعدام این معلم کرد را تایید کرد.

در این طومار مردمی که امروز (سه‌شنبه) از سوی برخی از وب‌سایت‌های اینترنتی منتشر شده، آمده است: «ما امضاء کنندگان ذیل بدینوسیله حمایت بی‌دریغ خود را از آزادی معلم دلسوز و دربند آقای فرزاد کمانگر اعلام می‌نمائیم.»

این طومار که قوه‌قضاییه ایران، سازمان حقوق بشر و افکار عمومی را خطاب قرار داده، همچنین خواستار بازنگری حکم اعدام آقای کمانگر فارغ از هرگونه مرزبندی سیاسی شده است.

در این طومار درخواست آزادی بی قید و شرط وی نیز دیده می‌شود.

پیشتر سازمان عفو بین‌الملل با صدور اطلاعیه‌ای از صدور حکم اعدام فرزاد کمانگر از سوی قوه قضائیه ایران ابراز نگرانی کرده بود.

در اطلاعیه سازمان عفو بین‌الملل ضمن اعتراض به روند دادرسی این پرونده، از مقامات قوه قضائیه خواسته شده است تا جزئیات کامل اتهامات فرزاد کمانگر اعلام شود.

کمانگر به مدت ۱۲ سال در شهر کامیاران به عنوان معلم فعالیت کرده و عضو هیئت‌مدیره شاخه محلی انجمن صنفی معلمان و یکی از گروه‌های محلی حامی محیط زیست بوده و برای ماهنامه رویان از نشریات اداره آموزش و پرورش شهر کامیاران نیز می‌نوشته است.

وی همچنین نویسنده یک سازمان حقوق بشر محلی است که نقض حقوق بشر در کردستان و استان‌های دیگر را مستندسازی می‌کند.


در همین رابطه:
نگرانی عفو بین‌الملل از صدور حکم اعدام فرزاد کمانگر
قوه قضاییه حکم اعدام کمانگر را تأیید کرد
حکم اعدام برای یک معلم کُرد
نوشته شده توسط شمس الدین صلواتی   | لینک ثابت |

قای اژه ای، بگذار قلبم بتپد سه شنبه بیستم اسفند 1387 0:56

قای اژه ای، بگذار قلبم بتپد

ماههاست که در زندانم ، زندانی که قراربود اراده ام را ، عشقم را و انسان بودنم را درهم بشکند . زندانی که بايد آرام و رامم ميکرد چون "بره ای سر براه " ، ماههاست بندی زندانی هستم با ديوارهايی به بلندای تاريخ .
ديوارهايی که قرار بود فاصله ای باشد بين من ومردمم که دوستشان دارم ، بين من و کودکان سرزمينم فاصله ای باشد تا ابديت ، اما من هر روز از دريچه سلولم به دور دستها ميرفتم و خود را در ميان آنها ومثل آنها احساس می کردم و آنها نيز دردهای خود را در منِ زندانی ميديدند و زندان بين ما پيوندی عميق تر از گذشته ايجاد نمود .
قرار بود تاريکی زندان معنای آفتاب و نور را از من بگيرد ، اما در زندان من روئيدن بنفشه را در تاريکی و سکوت به نظاره نشستم.
قرار بود زندان مفهوم زمان و ارزش آن را در ذهنم به فراموشی بسپرد ، اما من با لحظه ها در بيرون از زندان زندگی کرده ام وخود را دوباره به د نيا آورده ام برای انتخاب راهی نو.
و من نيز مانند زندانيانِ پيش از خود تحقيرها ، توهينها و آزارها را ذره ذره ، با همه وجود به جان خريدم تا شايد آخرين نفر باشم از نسل رنج کشيدگانی که تاريکی زندان را به شوق ديدار سحر در دلشان زنده نگه داشته بودند.
اما روزی "محاربم " خواندند ، می پنداشتند به جنگ "خدا"يشان رفته ام و طناب عدالتشان را بافتند تا سحرگاهی به زندگيم خاتمه دهند و از آن روز ناخواسته در انتظار اجرای حکم ميباشم. اما امروزکه قرار است زندگی را ازمن بگيرند  با "عشق به همنوعانم" تصميم گرفته ام اعضای بدنم را به بيمارانی که مرگ من ميتواند به آنها زندگی ببخشد هديه کنم و قلبم را با همه ی" عشق ومهری" که در آن است به کودکی هديه نمايم . فرقی نميکند که کجا باشد بر ساحل کارون يا دامنه سبلان يا در حاشيه ی کوير شرق و يا کودکی که طلوع خورشيد را از زاگرس به نظاره می نشيند ، فقط قلب ياغی و بيقرارم در سينه کودکی بتپد که ياغی تر از من آرزوهای کودکيش را شب ها با ماه وستاره در ميان بگذارد و آنها را چون  شاهدی بگيرد تا در بزرگسالی به روياهای کودکی اش خيانت نکند ، قلبم در سينه کسی بتپد  که بيقرار کودکانی باشد که شب سر گرسنه بر بالين نهاده اند و ياد "حامد " دانش آموز شانزده ساله شهر من را در قلبم زنده نگهدارد که نوشت ؛ "کوچکترين آرزويم هم در اين زندگی برآورده نميشود " وخود را حلق آويزکرد.
بگذاريد قلبم در سينه کسی بتپد مهم نيست با چه زبانی صحبت کند يا رنگ پوستش چه باشد فقط کودک کارگری باشد تا زبری دستان پينه بسته پدرش ، شراره ی طغيانی دوباره در برابر نابرابريها را در قلبم زنده نگهدارد.
قلبم در سينه کودکی بتپد تا فردايی نه چندان دورمعلم روستايی کوچک شود وهر روز صبح بچه ها با لبخندی زيبا به پيشوازش بيايند واو را شريک همه ی شادی ها وبازيهای خود بنمايند شايد ان زمان کودکان طعم فقر وگرسنگی را ندانند ودر دنيای آنها واژه های "زندان ، شکنجه ، ستم ونابرابری" معنای نداشته باشد.
بگذاريد قلبم در گوشه ای از اين جهان پهناورتان بتپد فقط مواظبش باشيد  قلب انسانيست که ناگفته های بسياری از مردم وسرزمينش را به همراه دارد از مردمی که تاريخشان سراسر رنج واندوه ودرد بوده است.
بگذاريد قلبم در سينه ی کودکی بتپبد تا صبحگاهی از گلويی با زبان مادريم فرياد برارم :
"من ده مه وی ببمه باييه
خوشه ويستی مروف به رم
بو گشت سوچی ئه م دنياييه "
معنی شعر : می خواهم نسيمی شوم و"پيام عشق به انسانها" را به همه جای اين زمين پهناور ببرم.
فرزاد کمانگر
بند بيماران عفونی ، زندان رجايی شهر کرج
مورخ ۸/۱۰/۸۷
تاريخ نگارش ؛ ۲/۱۰/۸۷ بند امنيتی ۲۰۹ اوين

 
نوشته شده توسط شمس الدین صلواتی   | لینک ثابت |

نگذاريد معلم دلسوزتان را اعدام كنند سه شنبه بیستم اسفند 1387 0:54

نگذاريد معلم دلسوزتان را اعدام كنند

محسن حسینی

March 03, 2009  10:31 PM

 

فرزاد کمانگر معلم آزادیخواه و معترض ، فعال حقوق بشر و عاشق رهایی محرومان ، همچنان در زندان جمهوری اسلامی، خطر اعدام تهدیدش میکند. رژیم جنایتکار اسلامی او را به اتهام فعالیت سیاسی و به جرم ادامه اعتراض در درون زندان ، میخواهد اعدام کند. با وجود موجی از اعتراضات بین المللی و ارسال نامه های اعتراضی متعدد و اعتراضات وسیع جهانی، حکم اعدام فرزاد همچنان به قوت خود باقی است.
جمهوری اسلامی ایران میخواهد نشان دهد، در مقابل اعتراضات بین المللی و اعتراض مردم در ایران به احکام اعدام،  بی تفاوت است و علیرغم موج اعتراض و نفرت جهانی از قتل عمد انسانها در ایران،  میخواهد کماکان بکشد و  حکومت کند.
نباید بگذاریم فرزاد کمانگر را اعدام کنند. ما باید یکبار دیگر با موجی از اعتراضات گسترده و عمومی در شهرهای کردستان ، ایران و در دنیا نشان دهیم که به رژیم جنایتکار حاکم بر ایران اجازه نخواهیم داد به آسانی  آزادیخواهان را به اعدام محکوم کنند.
جان فرزاد کمانگر در گرو به میدان آمدن وسیع مردم آزدیخواه است . به خاطر آزادی ، به خاطر دایه سلطنه به خاطر دانش آموزان چشم به راه  معلمشان، به یاری فرزاد به شتابیم .
محسن حسيني
12/12/1387

نوشته شده توسط شمس الدین صلواتی   | لینک ثابت |

نامه فرزاد کمانگر را ترجمه و وسيعا در دنيا پخش کنيد!

 

تاريخ اين نامه چهارشنبه ٢ دي ماه ١٣۸۷ است.  با اين نامه، يکبار ديگر، وسعت و عمق جنبشي انساني و عدالتخواهانه در ايران  براي تحقق حقوق انساني آشکارتر ميشود. فرزاد کمانگر در آستانه اعدام است و با صلابت ايستاده است و از انسانيت بدون توجه به رنگ پوست و نژاد و جنسيت و بدون توجه به  مرز و مرزهاي جدايي ، صميمانه دفاع ميکند. او قلبش را به کودکي تقديم ميکند که مهم نيست رنگ پوستش چيست، مهم اينست که کوتاه نمي آيد و سر تمکين به ظلم و ستم فرو نمي آورد و از حقش دفاع ميکند!

 

اين نامه بيانگر جنبش عميق دفاع از نسانيت در ايران است. زنداني در آستانه اعدام با چنين صلابتي از حقوق انساني، از تقديم اعضا بدنش به ديگران و از ادامه زندگي حرف ميزند. اين نامه را بعنوان سند انساندوستي فرزاد و فرزادها، سند مبارزه عليه اعدام و عليه قتل عمد دولتي در دنيا وسيعا پخش کنيد. به همگان فراخوان ميدهيم که به ياري فرزاد شتافته و براي نجات جان او بهر طريق ممکن اقدام کنند.  به فرازد کمانگر در سلول مرگ حکومت اسلامي درود ميفرستيم و يکبار ديگر اعلام ميکنيم که براي نجات او از هيچ اقدامي فروگذار نخواهيم کرد.

 

کميته بين المللي عليه اعدام

٣١ دسامبر ٢۰۰۸

تلفن تماس مينا احدي : ۰۰۴۹١۷۷۵۶۹٢۴١٣

www.adpi.net

 

نامه ای از فرزاد کمانگر

آقای اژه ای، بگذار قلبم بتپد

 

ماههاست که در زندانم، زندانی که قرار بود اراده ام را، عشقم را و انسان بودنم را درهم بشکند. زندانی که باید آرام و رامم میکرد چون "بره ای سر براه"، ماههاست در بندی زندانی هستم با دیوارهایی به بلندای تاریخ.


دیوارهایی که قرار بود فاصله ای باشد بین من و مردمم که دوستشان دارم، بین من و کودکان سرزمینم فاصله ای باشد تا ابدیت، اما من هر روز از دریچه سلولم به دور دستها میرفتم و خود را در میان آنها و مثل آنها احساس می کردم و آنها نیز دردهای خود را در منِ زندانی میدیدند و زندان بین ما پیوندی عمیق تر از گذشته ایجاد نمود.


قرار بود تاریکی زندان معنای آفتاب و نور را از من بگیرد، اما در زندان من روئیدن بنفشه را در تاریکی و سکوت به نظاره نشستم.


قرار بود زندان مفهوم زمان و ارزش آن را در ذهنم به فراموشی بسپرد، اما من با لحظه ها در بیرون از زندان زندگی کرده ام و خود را دوباره به دنیا آورده ام برای انتخاب راهی نو. و من نیز مانند زندانیانِ پیش از خود تحقیرها، توهینها و آزارها را ذره ذره، با همه وجود به جان خریدم تا شاید آخرین نفر باشم از نسل رنج کشیدگانی که تاریکی زندان را به شوق دیدار سحر در دلشان زنده نگه داشته بودند.


اما روزی "محاربم" خواندند، می پنداشتند به جنگ "خدا"یشان رفته ام و طناب عدالتشان را بافتند تا سحرگاهی به زندگیم خاتمه دهند و از آن روز ناخواسته در انتظار اجرای حکم میباشم. اما امروزکه قرار است زندگی را از من بگیرند  با "عشق به همنوعانم" تصمیم گرفته ام اعضای بدنم را به بیمارانی که مرگ من میتواند به آنها زندگی ببخشد هدیه کنم و قلبم را با همه ی"عشق و مهری" که در آن است به کودکی هدیه نمایم. فرقی نمیکند که کجا باشد بر ساحل کارون یا دامنه سبلان یا در حاشیه ی کویر شرق و یا کودکی که طلوع خورشید را از زاگرس به نظاره می نشیند، فقط قلب یاغی و بیقرارم در سینه کودکی بتپد که یاغی تر از من آرزوهای کودکیش را شب ها با ماه و ستاره در میان بگذارد و آنها را چون  شاهدی بگیرد تا در بزرگسالی به رویاهای کودکی اش خیانت نکند، قلبم در سینه کسی بتپد که بیقرار کودکانی باشد که شب سر گرسنه بر بالین نهاده اند و یاد "حامد" دانش آموز شانزده ساله شهر مرا در قلبم زنده نگهدارد که نوشت: "کوچکترین آرزویم هم در این زندگی برآورده نمیشود" و خود را حلق آویز کرد.


بگذارید قلبم در سینه کسی بتپد مهم نیست با چه زبانی صحبت کند یا رنگ پوستش چه باشد فقط کودک کارگری باشد تا زبری دستان پینه بسته پدرش، شراره ی طغیانی دوباره در برابر نابرابریها را در قلبم زنده نگهدارد.


قلبم در سینه کودکی بتپد تا فردایی نه چندان دور معلم روستایی کوچک شود و هر روز صبح بچه ها با لبخندی زیبا به پیشوازش بیایند و او را شریک همه ی شادی ها و بازیهای خود بنمایند شاید آن زمان کودکان طعم فقر و گرسنگی را ندانند و در دنیای آنها واژه های "زندان، شکنجه، ستم و نابرابری" معنائی نداشته باشد.

 

بگذارید قلبم در گوشه ای از این جهان پهناورتان بتپد فقط مواظبش باشید قلب انسانیست که ناگفته های بسیاری از مردم و سرزمینش را به همراه دارد از مردمی که تاریخشان سراسر رنج و اندوه و درد بوده است.


بگذارید قلبم در سینه ی کودکی بتپبد تا صبحگاهی از گلویی با زبان مادریم فریاد برارم:

"من ده مه وی ببمه باییه
خوشه ویستی مروف به رم
بو گشت سوچی ئه م دنیاییه "

معنی شعر : می خواهم نسیمی شوم و"پیام عشق به انسانها" را به همه جای این زمین پهناور ببرم.

 

فرزاد کمانگر
بند بیماران عفونی، زندان رجایی شهر کرج
مورخ 8/10/87
تاریخ نگارش: 2/10/87 بند امنیتی 209 اوین
نوشته شده توسط شمس الدین صلواتی   | لینک ثابت |

جان فرزاد کمانگر در خطر است چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 2:43

جان فرزاد کمانگر در خطر است

به انسانهاي شرافتمند وباوجدان.

دست اندر کاران رژيم جمهوري اسلامي باز هم فرزاد کمانگر معلم آزاديخواه  را به زندان اوين انتقال دادند. در اين شرايط  حساس و براي گرفتن زهر چشمي از معلمين شرافتمندي که اعتصاب کرده اند مي خواهند فرزاد را قرباني کنند.

فرزاد به مدت شش روز ناپديد مي شود و کسي از او خبري نداشت تا بالاخره  توسط  فعاليت وکيلش، اورا پيدا مي کنند و به خانواده اش خبر مي دهد که فرزاد در معرض خطر جدي قرار دارد و مي  خواهند اورا اعدام کنند.  شما به مثابه خانواده فرزاد مي خواهيد چکار کنيد؟

خانواده فرزاد در اوج دلهره و نگراني هاي عميق، با بازجوي فرزاد تماس برقرار مي کنند.

سپس روز شنبه حدود ساعت  ده  صبح فرزاد کمانگر با خانواده اش تماس مي گيرد و مي گويد: مادر خونسردي خودرا حفظ کنيد . خواهش مي کنم آرام باشيد فعلاً مرا از آنجا بيرون آورده اند. اما فعلا ممنوع الملاقات هستم . همچنين روز يکشنبه  ساعت  11 به وقت ايران مجددا تلفن زنگ مي زند وصداي فرزاد دو باره شنيده مي شود و باز هم مي گويد مادر خونسرد باش من  نمي خواهم بخاطر من هيچ انساني ناراحت شود و هيچ انساني در عذاب باشد. پس از چند جمله تلفن قطع مي شود.

بدنبال تماس تلفني فرزاد با مادرش،خانواده او جان تازه اي ميگيرند.اکنون خانواده فرزاد براي نجات جان او دست ياري را به سوي همه انسانهاي شرافتمند در سراسرجهان دراز مي کنند که بهر شيوه  ممکن و براي نجات جان فرزاد از اعدام، به کمک آنها بشتابند و تلاشي صورت بدهند.


زنان و مردان آزاديخواه انسانهاي شرافتمند!

نگذاريد که اين جنايت اتفاق بيافتد.بايد جلو اين فاجعه دلخراش را گرفت. نبابد بگذاريم فرزاد کمانگر را اعدام کنند. تلاش وسيع و قدرتمند در سطح داخلي و خارجي مي تواند جان فرزاد و امثال او را از خطر اعدام نجات دهد. بايد جلو اين کابوس وحشتناک را گرفت. من از کارگران ، دانشجويان ، معلمان و انسانهاي شريف و آزاديخواه مي خواهم به هر شيوۀ ممکن به هر نوعي که برايشان امکان  دارد به فکر مادر هفتاد ساله او باشند. به جاويد  سيزده ساله، برادر زاده فرزاد و تمامي خانواده او بيانديشند. 


زنده باد انسانيت. محمدامين کمانگر

1 مارس 2009  

نوشته شده توسط شمس الدین صلواتی   | لینک ثابت |

فرزاد کمانگر را از اعدام نجات دهید! چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 2:42

فرزاد کمانگر را از اعدام نجات دهید!

به همه آزادیخواهان!

نزدیک به یک هفته است فرزاد کمانگر از بند عفونی و خطر ناک رجایی شهر را ربودند تا بدون اطلاع خانواده و وکیل مدافعش اعدامش کنند.

وجدانهای انسان!

فرزاد را میخواهند قربانی بکنند چرا که او یک معلم آزاد اندیش است! فرزاد را میخواهند بکشند چرا که معلمان سراسر کشور خواهان بهبود وضعیت شغلیشان هستند! فرزاد را میخواهند اعدام کنند چرا که کارگران خواهان افزیش دستمزدشان هستند! فرزاد را میخواهند دار بزنند چرا که همه اقشار مختلف جامعه دل خوشی از جمهوری اسلامی ندارند! کوره اعدام آزادیخواهان را می خواهند گرم نگاه دارند چرا که رژیم اسلامی در بحران اقتصادی و سیاسی و هویتی است!

سران رژیم با اعدام فرزاد میخواهند زهر چشم از همه وجدان های انسانی بگیرند!

به یاری دایه سلطنه رضائی مادر فرزاد بشتابید! برای نجات خودمان فرزاد را نجات دهیم! سران رژیم ترحم سرشان نمیشود، سران رژیم در حد خواهش و تمنا نیستند! جان فرزاد و آینده مبارزه فقط با اتحاد و مبارزه گره خورده است!

به هر طریق ممکن برای نجات جان فرزاد اقدام کنید.


رضا کمانگر


دوشنبه 02 مارس 2009 - 12 اسفند 1387

نوشته شده توسط شمس الدین صلواتی   | لینک ثابت |